ترجمه: https://www.nytimes.com/2007/03/28/movies/28carm.html?searchResultPosition=1
کارمنِ کایلیتشا

بازیگران:
پائولین مالفاین به عنوان کارمن ، اندلی تیشونی به عنوان جونگیخایا ، لونگلوا بلو به عنوان نوماخایا ، زینونگلیسیدلوی به عنوان لولامیل نکومو
|
کارگردان:
مارک دورنفورد می
نوشته:
مارک دورنفورد می
عاشقانه،درام،موسیقیائی
محدود نشده
122 دقیقه
نوشته: مت زولر زایتتس
هیچکسی نمی تواند بداند که آیا بیزت ، که اپرای کولی وارش، "کارمن" در اسپانیا شروع شد و در زبان فرنسه خوانده شد، فیلم موسیقیائی " کارمنِ کایلیتشا "را تصدیق خواهد کرد، اما شما شک می کنید که او حملات مکرر این فیلمساز را تحسین خواهد نمود.
بر اساس یک تولید سال 2001 توسط شرکت هنرهای نمایشی آفریقای جنوبی بنام دیمفو دی کوپان و برنده بهترین جایزه در جشنواره فیلم برلین در سال 2005 فیلم "کارمن" در برابر هر انتظاری که شما بصورت عادی خواهید داشت از یک نسخه فیلمی از اپرای بیزت ، فشار می آورد. آن این داستان محکوم به فنای مثلث عاشقانه به کایلیتشا را بازیابی می کند، و جنعه صنعتی نزدیک کیپ تون، یک عملکرد را در درون و پیرامون یک کارخانه سیگار آغاز می کند، و اشعا اپرائیش را به زبان کوسا (زبان سیاه پوستان ) ترجمه می کند، یک زبان محلی که بوسیله وفور صدای تلق و تلق و ضربات متمایز شده است.
و آن شخصیتهای اصلیش را نه با ستارگان بین المللی ، بلکه اکثرا با اجرا کنندگان تئاتر و اپرای محلی، خیلی ها جدید می باشند در فیلم سازی، پر می کند.
خواننده آفریقای جنوبی پائولین مالفین نقش کارمن را بازی ی کند، کسی که از یک کولی به یک غلتاننده سیگار و عضوی از همسرایان محل کارش تغییر کرده است.(خانم مالفان همچنین کمک کرد تا اشعار اپرا ترجمه شوند) خواستگار عمده کارمن، دون جوس، اکنون جونگیخایا (آندیل شونی) می باشد، یک پلیس انجیل می خواند کسی که خوش گرانی کردن را اجازه می دهد، اما کارمن زمخت او برای یک عملیات قاچاق تطمیع می کند.اسکامینو، قهرمان گاو باز، کسی که کارمن شیفته او می شود، به نومایخا (لوگلوا بلو) تغییر کرده است، یک مرد تبعید شده کسی که پسر یک از فعالین مقتول ضد آپارتایت می باشد، گاو بازی قصابی دور از صحنه یک گاو شده است .
از بالا تا پائین این فیلم بقدر کافی آواز خواند بلکه درخشان بازی شد.بعضی از گزینه های ضد پر جلوه بودن ( بصورت برجسته ای تصمیم گیری در مورد انتخاب دو بازیگر اصلی با بازیگرانی که خوش اندام نیستند، سپس پافشاری کردن روی جاذبه جنسیشان )به استحکام فرا واقعگرائی (نئوریالیستی) این فیلم اضافه می کند.
کارگردان مارک دورنفورد می، و مباشر، چارلز هاسلوود، تماشاگران را از عظمت پیوسته شده با موسیقی و اپرا حاشا می کنند، اگرچه فیلم " کارمن" شروع می شود با نمای نزدیک شاعرانه ای از کهنه های خون آلود نامشخصی که در باد رها شده اند.این فیلم تا درجه زیادی از محل فیلمبرداری داری سبک و فیلمبرداری خوشنما احتراز می کند.قرض کردن در عوض از داستانها و مستندات گودال آشپزخانه ای، انجام می شود.استثناهائی برای این رویکرد وجود دارد.صحنه طالع بینی با کارتها درنسخه اپرائی این فیلم ، برای مثال، جایگزین می شود با یک مراسم بومی که شامل آینه می شود.این دوربین در پیرامون اطاق غیبگو به صورت نیم دایره حرکت می کند، به تدریج واکنش یخزده کارمن را آشکار می کند.
اما برای بیشتر قسمتها ، عملکرد این فیلم ، عمدا ساده و غیر رسمی می باشد، همیشه محیط طبیعی اش را تصدیق می کند. در هنگام برخورد نهائی در صحنه عملیات شرکت، وقتی که کارمن و جونگی در یک پلکان آهنی می خوانند صدایشان توخالی و میان تهی پژواک می شود.
این رویکرد شرایط نامساعد خودش را دارد.امتیاز بیزت ، بریده شده است اما نه طور دیگری خرد شده است ، اینقدر احساسی می باشد که شما اغلب آرزو می کنید که تصاویر نمودار خواهند شد که ترجیحا به باقی ماندن در خاک با آن تطبیق نمایند،گه گاهی آن به نظر می رسد که این فیلمسازان این فیلم را در واقعیت بنیان نمی دهند (بلند همتی نادر پیشین برای یک اپرا ) اما سعی کردن برای دیدن اینکه چقدر کثافت آنها می توانند به سمت منابعشان بدون محو نمودن اغواگریشان، پرتاب کنند.
رویکرد آقای هزلوود همچنین به کمبود جزئیات روانشناسانه در مثلث عشقی مرکزی توجه جلب می کند، که خوب نمی باشد.
اما این موسیقی هنوز نفوذ می کند، خون هنوز در جریان می باشد، و مفهوم کلی اینقدر اصیل می باشد حتی وقتی که این فیلم در لحظات تلو تلو می خورد آن در حافظه خیره و روشن می شود.
پایان
برچسبها: فیلم برلین

