گزارش صعود به قله پرسون و سیاه چال وسرسیاه غار

 

روزجمعه 17-08-92 ساعت 5:30 صبح از تهران به سمت لواسان واز آنجا به افجه راهی شدم(به قصد صعود انفرادی) .ساعت 7 صبح در کنار خیابان بنه رود ماشین را پارک کردم وسمت منبع آب واز آنجا جاده خاکی کرچال (گیاه چال) را به سمت دشت هویج پیش گرفتم.ساعت 8 به دشت هویج رسیدم. این دشت بسیار زیباست. در انتهای دشت رو به شمال پاکوب دست چپ دره را ادامه دادم وسریع گام بر میداشتم.ساعت 10:30 را نشان میداد که به قله "پرسون"(3150متر) رسیدم. برف تازه ای روی قله و خط ا الراس نشسته بود.و ازارتفاع 3000 به بالا برف خوبی موجود بود.بعد از استراحتی کوتاه به سمت قله "سیاه چال" (3350متر)-رو به شرق-رفتم.ساعت 11 بود که به قله رسیدم.با ادامه مسیررو به شرق در ساعت 11:30 به قله سرسیاه غارغربی رسیدم و بدون استراحت با ادامه مسیر در ساعت 12:10 به قله "سرسیاه غار اصلی"( 3450 متر) رسیدم. در شمال این خط الراس دشت لار –دشتی زیبا که هرلحظه آدم وسوسه میشود به سمت دشت پایین برود- قرار دارد.در ادامه این خط الراس قله "گوبینی" یا "کاوبینی" و سپس قله "فیل زمین" خودنمایی میکنند.جبهه غربی دماوند وآسمان کوه و خیلی قلل دیگر به روشنی و زیبایی تمام دیده می شدند.آدم با دیدن این همه قله زیبا مسحورومبهوت میشود.هوا کم کم ابری شد.وساعت 12:20 به سمت دشت هویج بازگشتم.و ساعت 15 به افجه رسیدم.به سمت تهرانحرکت کردم و 16:15 خانه بودم.

مسیر سبز رنگ صعود شد.

 

قله دماوند و دشت لار -عکس از قله سر سیاه غار

بر فراز قله سرسیاه غار

آسمان کوه از سرسیاه غار

 


برچسب‌ها: صعود انفرادی, گزارش برنامه
+ نوشته شده توسط مهران حیدرخانی در جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۲ و ساعت 15:5 |

خط الراس قله ساکا تا قله پرسون

 

قصد طی کردن یک روزه و انفرادی این خط الراس را مدتی در سر داشتم وهیچ یک از قلل این خط الراس را قبلاصعود نکرده بودم بنابراین مطالعه کاملی روی منطقه ، نقشه های موجود،بررسی گزارشهایی که به دستم رسیده بود وتهیه فایل GPS ومطالعه منطقه با google-earth  و خلاصه هر کارمطالعاتی که می شود قبل از برنامه انجام داد.

قلل مورد نظر برای صعود:

 1- ساکا(3325 متر) 2- آتشکوه(3740 متر) 3-  ریزان (3580 متر)4- سیاه ریز(3320 متر)

5-پرسون(3160 متر)

روز جمعه 07-04-1392ساعت 6 صبح از تهران به سمت لواسان حرکت کردم .در انتهای بلوار امام خمینی لواسان بعدازگذر از یک میدان کوچک به یک پل زیر گذررسیدم قبل از پل از جاده سمت چپ به سمت افجه تغییرمسیر داده ساعت 7 صبح به افجه رسیدم در انتهای افجه(جاده منتهی به روستای برگ جهان) کنار پل پارک کردم و وارد خیابان "بنه رود" شدم به سمت معدن سنگ رفتم ازجاده خاکی معدن ادامه مسیر دادم و سپس از روی یال بالا رفتم و ساعت 10:50 به قله ساکا رسیدم بعد ازخوردن تنقلات ساعت 11:15 به سمت آتشکوه (رو به شمال) ادامه مسیر دادم در نیمه راه گروهی که از دشت هویج به قصد صعود قله آتشکوه بالاآمده بودند را دیدم. هوا مه آلود بود و دید بسیار کمی داشتم از gpsوقطب نما برای رسیدن به قله استفاده کردم وساعت 12:55 دقیقه به قله آتشکوه به ارتفاع 3750 متری رسیدم.مه شدیدتر شده بود و تا 4-5 مترجلوتر را نمی شد دید به سمت قله ریزان(رو به شرق) حرکت کردم بعد از طی مسافتی متوجه شدم که مسیر را اشتباه رفتم بنابراین مسیرم را اصلاح کردم وبه راه خود ادامه دادم.این موضوع باعث تلف شدن نیم ساعت شد.در آخرین سربالایی متوجه شدم چرا اسم این قله ریزان است! کلی سنگ ریزه و قلوه سنگ ریز ریز شده در این سربالای موجود است و صعود را دشوار میکند ساعت 15:20 به قله رسیدم.تابلوی یادبود زنده یاد "جعفر ناصری" توسط گروه پارس خودرونصب شده است.روحش شاد.پس ازاندکی استراحت به سمت قله سیاه ریز (رو به شرق)رفتم.سکوتی گوش نواز بر منطقه حاکم بود.و هوا ابری و نوید بارانی شدید را می داد.ساعت 16:20 به قله سیاه ریز رسیدم.باران ورعد و برق شدیدی شروع شد.حدود 15 دقیقه سعی کردم سرپناهی پیدا کنم و کمتر خیس شوم اما سرپناه خوبی پیدا نکردم .تصمیم به ادامه مسیر گرفتم.دوباره به سختی به دلیل مه شدید برای رفتن به قله پرسون مسیریابی کردم.سرعت حرکتم را افزایش دادم و ساعت 17:30 به قله پرسون رسیدم.و به سرعت از آنجا به سمت دشت "هویج" (رو به جنوب) سرازیر شدم.وساعت 18:35 به "دشت هویج" رسیدم.دشتی زیبا ومسحور کننده.برای خوردن غذا 20 دقیقه توقف کردم و سپس به سمت افجه رهسپار شدم.با رسیدن به کنار ماشینم برنامه ساعت 19:20 به اتمام رسید.

 

 

 

مسیر سبز رنگ طی شد

ابتدای مسیر (افجه)

قله ساکا

قله ساکا به آتشکوه

قله ریزان

دشت هویج


 

                                                         لینک دانلود فایل gps



برچسب‌ها: صعود انفرادی, گزارش برنامه
+ نوشته شده توسط مهران حیدرخانی در شنبه ۸ تیر ۱۳۹۲ و ساعت 12:33 |

خط الراس گردنه یونزا تا گردنه دیزین

 

قصد داشتم که مسیر گردنه یونزا تا گردنه دیزین را انفرادی طی کنم.در این مسیر 14 قله اصلی صعود خواهند شد.بنابراین مطالعه کاملی روی منطقه ، نقشه های موجود،بررسی گزارشهایی که به دستم رسیده بود وتهیه فایل GPS ومطالعه منطقه با google-earth  و خلاصه هر کارمطالعاتی که می شود قبل از برنامه انجام داد.از اینرو آذوقه 3 شبانه روز وچادر و کیسه خواب و...را برداشته بودم و وزن کوله پشتی به 25 کیلو میرسید.

قله هایی که قصد صعود داشتم:

1- یونزا(3410 متر) 2- اشتر(3630 متر) 3-دره پلک(3650 متر) 4- خاتون بارگاه(3810 متر)     5-گیزنو(3850 متر) 6-خرسنگ شرقی-میانی-غربی (3900 متر) 7- نسی جر(3900 متر)               8- جان ستون(3950 متر) 9-ورزاب(4000 متر) 10- برج (4260 متر) 11-هرزه کوه(4200 متر) 12- سرکچال(4200 متر) 13- ولدربلدر (3870 متر) 14-کلون بستک(4120 متر)

قبلا فقط قله های خرسنگ-هرزه کوه- سرکچال و کلون بستک را صعود کرده بودم و بقیه قله ها برای اولین با صعود میشدند.

شب دوشنبه13-03-92من(مهران حیدرخانی) به اتفاق احسان مومنی – حق جو و رضا زندمهمان دوست عزیزم علی مدد در خانه با صفایشان درگرمابدر بودیم. فردا صبح (14-03-92)ساعت 7:30 از گرمابدر به سمت گردنه یونزا حرکت کردیم از محیط بانی گذشتیم وساعت8 از گردنه یونزا به سمت قله" یونزا" به راه افتادیم.مسیر با شیب تند و کمی شن اسکی همراه بود.ساعت 9 بر فراز قله یونزا بودیم.عکسی به یادگار برفراز قله گرفته و به سمت قله "اشتر" ادامه مسیردادیم پس از عبور از یک گردنه که از آنجاقله دماوند دیده می شد(رو به شمال) یال منتهی به قله" اشتر" را پیمودیم و ساعت 10:30 به قله رسیدیم.با خوردن تنقلات ،اندک استراحتی کرده و دوباره به راه افتادیم این بار به سمت غرب و ازروی خط الراس به سمت قله "دره پلک" حرکت کردیم.در مسیرتیغه هایی وجود دارد که عبور ازآنها کمی دشوار است. ساعت 12:10 بر فراز قله"دره پلک"  بودیم با گرفتن چند عکس یادگاری با دوستانم خداحافظی کرده و بقیه مسیر را به تنهایی ادامه دادم.آنها به سمت دشت لارپایین رفتند. ساعت14 به قله "خاتون بارگاه" رسیدم و با ادامه مسیردر ساعت 15:40به قله" گیزنو" رسیدم.از آنجا به سمت قله های "خرسنگ" رهسپار شدم.اکثرا مجبور بودم که از سمت راست خط الراس حرکت کنم چون روی یال بصورت تیغه ای یا سنگهای بزرگ و کوچک اجازه عبور را نمی دادند.همچنین به دلیل تله های برفی که از سست شدن برف در بین سنگها ایجاد شده بود بهتر می دیدم که از زیرخط الراس - سمت شمالی- با فاصله 10-15 متری از روی برفها عبور کنم.سمت جنوبی کاملا ریزشی و غیر قابل عبور بودند.عجیب اینکه گترویخ شکن و تبریخ یادم رفته بود!! واین موضوع مرا به در دسر انداخت.ساعت 17 به خرسنگ شرقی رسیدم و ساعت 19:10 از خرسنگ غربی گذشتم . بالاخره در ساعت 19:30 مابین خرسنگ و قله" نسی جر" چادر زدم و شب را آنجا سپری نمودم.برای تهیه آب مجبور بودم که برف را ذوب کنم.شب سوپ خوردم.این کارباعث تامین مواد معدنی ومایعات لازم بدن میشود.روز دوم:15-03-95 ساعت 6:15 بیدار شدم و بعد از خوردن صبحانه و جمع کردن چادر ساعت 7:30 به راه افتادم.ساعت 8:40 به قله "نسی جر" رسیدم واز آنجا به سمت قله "جان ستون" میرفتم که یک قوچ کوهی رادردامنه جنوبی قله دیدم.اوبا دیدن من با سرعت برق با چند جست 200 مترپایین رفت.سرعت فرود این حیوان باور نکردنی بود. در ساعت 10:20 قله جان ستون را صعود نمودم.سپس بعد از گذر ازچند قله فرعی در ساعت 14:45به قله ورزاب رسیدم.در آنجا با یک گروه کوهنورد برخورد کردم و یکی از آنها لطف نمود و گترش را به من قرض داد(چه سخاوتمندانه این کار را کرد)از او تشکری ویژه کردم شماره تماسش را گرفتم وقول دادم که حتما به محل کارش در شرکت لاستیک سازی.... بروم وامانتی اش را پس دهم.(بعدا به محل کارشان رفتم و گتر به همراه هدیه ای کوچک به جهت قدردانی از کار قشنگشان ، تقدیمشان نمودم)این گتر کلی بکارم آمد چون روز قبل کلی به زحمت افتاده بودم.آنها به سمت لالان پایین رفتند.من با خوردن ناهارواستراحتی کوتاه نمودم.وبسمت قله برج روانه شدم. اززیر قله" برج" در ساعت 17تراورس نمودم.و به سمت قله "هرزه کوه" رفتم.بعد از فرود از هرزه کوه به سمت سرکچال، در گردنه بین دو قله ساعت 18:20چادرزدم.با خوردن سوپ و تن ماهی به داخل کیسه خواب رفتم و آماده خواب شدم.تمام شب باد شدیدی می وزید.روز سوم16-03-92 ساعت 6 صبح بیدار شدم بعد از صرف صبحانه-حلوا ارده ونان و چای-بسمت قله سرکچال راهی شدم.در بین راه یک سنگ چین وجود دارد که میتواند برای بیواک کردن استفاده شود.بعد از گذر از یک نقاب برفی- اینجا جای خالی یخ شکن محسوس بود- در ساعت 9:10 به قله" سرکچال" رسیدم از آنجا به سرکچال غربی رفتم.رو به غرب ادامه مسیر دادم ودرساعت 11 به قله "ولدر بلدر"رسیدم.بعد از قله یک جانپناه سنگی به مساحت تقریبی 3مترمربع وجود دارد.احتمالا گوسفند داران آن را ساخته اند.درب نداشت بنابراین پر ازبرف بود و قابل استفاده نبود.بعد از گذر از این جانپناه سنگی به سیاه سنگها میرسیم درآنجا سنگ چینی وجود دارد که برای بیواک کردن مناسب است.به مسیر ادامه دادم وساعت 14 به قله "کلون بستک" رسیدم.عکسی به تنهایی گرفتم بعد پایین رفتم در بین راه با آقای اکبری برخورد کردم.او با چای ازمن پذیرایی کرد.ازاو ممنونم.نیم ساعت با هم خوش وبش کردیم.پس از خدا حافظی او بالا رفت ومن بسمت گردنه دیزین پایین رفتم.ساعت 16:15 به گردنه رسیدم.حسابی خسته شده بودم.اما بسیار شادمان و سرخوش.بعد از خوردن ناهار برای هرماشینی که دست بلند کردم سوارم نکرد.ظاهرا معرفت رخت بربسته و ازبین ما رفته است ! با کلی مکافات بعد از 2 کیلومتر پیاده روی در جاده آسفالت آخر سر یک وانت سوارم کرد و تا تهران مرا رساند.از این راننده مهربان سپاس گذارم.هرجا هست سلامت باشد.

مسیر آبی رنگ طی شد


گردنه یونزا( از راست به چپ: علی مدد-احسان مومنی-حق جو-مهران حیدرخانی)



قله یونزا (از راست به چپ: حق جو-احسان مومنی-علی مدد-رضا زند)



قله دره پلک



قله سرکچال




کلون بستک (آقای اکبری)

 


برچسب‌ها: صعود انفرادی, گزارش برنامه
+ نوشته شده توسط مهران حیدرخانی در دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ و ساعت 10:47 |