ترجمه: https://www.rogerebert.com/reviews/green-book-2018
کتاب سبز فیلم برگزیده 2018 اسکار

کتاب سبز 2018 بازیگران: ویگو مرتنسن به عنوان تونی لیپ ، ماهرشالا علی به عنوان دون شرلی ، لیندا کاردلینی به عنوان دلارس ، دون استارک به عنوان جولز پودل، سباستین مانیسکال کو به عنوان جانی ورن، تام ویرچو به عنوان مورگان اندرسون، برایان استپانیک به عنوان گراهام کیندل، جو کرتس به عنوان جوی لوسکدو کارگردان: پیتر فرلی نویسنده: نیک والالونگا، برین هیس کوری، پیتر فرلی فیلم پرداز: شون پورتر ویراشگر: پاتریک ج. دون ویتو آهنگساز: کریس بوورس کمدی درام ممنوع برای زیز 13 سال بخاطر محتویات و زبان فیلم شامل کنایه های نژادی و سیگار کسیدن و بعضی خشونتها، و بعضی اصول وسوسه کننده اس 130 دقیقه |

نوشته: کریستی لومیر
آن فرمول ناب می باشد،البته.دو مرد- یکی سفید یکی سیاه - با پس زمینه متضاد، با شحصیتهای خیلی متابین، باهمدیگر تحت وقایع غیر معمول قرار می گیرند.آنها از همدیگر یاد می گیرند،و یکدیگر را برای بهتر شدن تغییر می دهند،و در می یابند که – حدس بزنید چه؟- آنها روی هم رفته خیلی متفاوت نیستند.
فیلم "کتاب سبز" همه اش آن می باشد و بیشتر آن همچنین اتفاق می افتد در حالیکه این دو مرد در جنوب آمریکا در سال 1962 دارند رانندگی می کنند.پس آن فورا شامل چندین فرمول می شود،آن یک فیلم در مورد سفر در جاده بوسیله دوستان نامتناسب ، با یک پیامی درباره ارتباطات نژادی می باشد.که به سالنهای سینما در بیشترین فصل جوایز و تعطیلات رسیده است.به موقعه تا احساس ما را در مورد دنیا بهتر کند.یا حداقل به ما یک روشنائی ضعیفی از امید را در زمان این دوره از طبقه بندی سیاسی و ایدئولوژیکی، بدهد.به عنوان یک جایزه افزوده شده،آن همچنین بوسیله یک داستان واقعی الهام گرفته است.
آن ملعون برای دوساعت و خرده زمانی که اجرا می شود خیلی زیباست.کتاب سبز(گرین بوک ) یک نوع فیلم سازی قدیمی در کارگاه هنری می باشد که دیگه ساخته نمی شود.آن خوش نما و پر سروصدا است.آن روی احساسات عمیق و مسائل پیچیده سر می خورد در حالیکه به اعماق آنها می رود،به اندازه کافی که به ما یک چشمه ای از مفاهیم واقعی را ارایه دهد.
و لذت بخشیش تقریبا کاملا از بازی زیبای ویگو مرتنسن و ماهرشالا علی می آید.هردو بازیگر درنقشهایشان با دقت و گیرندگی رسوخ نموده اند.آنها شخصا فرق جزئی را در نوع آشنایشان یافتند،و یک احساس مناسب فعالی را باهم به اشتراک گذاشتند.تماشا کردن آنها با همدیگر از ابتدا تا انتها لذت بخش است.اگرچه شما از ابتدا می توانید دقیقا بگوئید که چگونه لحظات خاصی بین آنها تا انتها ایفا شود و به پایان برسد.
شما ممکن است متعجب شوید ،خبردار شوید که این قطعه متعارف درجه یک،فیلم سازی الهام بخش از کارگردان و کمک نویسنده ،پیتر فرلی می آید،یک حامل استاندارد بلند مدت از کمدی بی فرهنگ در کنار برادرش،بابی می باشد.آن یک فرصت کمیابی برای اوست که به تنهائی کارگردانی کند و آن ممکن است شبیه کوچ کردن باشد.اما کمدی به صورت اسفناک تقدیرنشده بازی بولینگ آقای فرلی تعداد کمی انواع مشابه ای از مطالب مخالف سفر در جاده را همچنین دوستی های غیر قابل انتظار را نمایش می دهد.و شیرینی در زیر قرار گرفته و نیاز به نجیب بودن با دیگران،;کاملا به طور متناوب
نگاه کردن آنها با هم دیگر از ابتدا تا انتها لذت بخش است.اگرچه شما از ابتدا می توانید بگوئید که دقیقا چه لحظات خاصی بین آنها قصد دارد که تا پایان ادامه یابد.— در زیر پوزه بندهای درشت و مایعات جسمانی موجود است که وسیله معاش برادر ها برای دهه ها بوده است.و آن یقینا در قلب و مرکز "کتاب سبز"می باشد.
در یک چزخش نژادی از فیلم " بردن خانم دیزی" ،تقریبا 30 سال بعد از آن فیلم، جوایز متعدی از جشنواره اسکارشامل بهترین فیلم را برد .کتاب سبز یک مرد سفیدی را به نمایش می گذارد که به عموان راننده و پیش خدمت مخصوص ، زور مند و شخص همیشه در دور بر برای حل مشکلات در خدمت یک مرد سیاه است.(آن را نمی گوئیم که فیلم تماما از لحظات زننده روشن نجات دهنده رها می باشد.اما آن رائه میدهد به عنوان مثال شخصیت علی را که مرتنسن را همچنین نجات می دهد) عنوان از راهنمای سفر رستوران و متلی که اجازه می دهد که جنوب جدا شده تکرار شود ،گرفته شده است.
موتنسن با توانائیهای سوسمار مآبانه، یکبار دیگر در اینجا در نقش تونی ولونگا محو می شود یا ملقب به تونی لب،طوریکه او بیشتر در بین دوستان ایتالیائی اش و آمریکائی ها در نیویورک به این نام شناخته شده است.(پسر نتونی نیک ، در نوشتن فیلمانه خونگرم و روشن با فرلی و برایان هیز کوریه همکاری نمود ) یک مرد خوش برخورد و متوهربا یک اشتهای زیاد و حتی وفادرای بیشتری به همسرش (لیندا کاردلینی دوست داشتنی) و دو پسر جوان، تونی خرسند است که در همان قسمتی از برونکس اقامت دارد که او همیشه زندگی می کرده است.و همیشه یک سیگاری از لبش آویزان است آنچنانکه او زبان انگلیسی را خرد می کند.به عنوان یک نگهبان در کلوپ شبانه کوپاکابانا کار می کند و اینجا و آنجا برای پول بیشتر قمار بازی می کند.او فقط به اندازه کافی در پیرامون انبوه مردم باقی می ماند تا خودش را از خطر واقعی حفظ کند(در لحظه آغاز ،احساسش از غلط و درست را نشان می دهد.او ترجیحا ساعتش را در گرو می گذارد،تا بتواند تا کریسمس سر کند تا اینکه کاری را برای کسی بخاطر پول راحت انجام دهد)
اما سپس احتمال استخدام شدن در مسیرش قرار می گیرد،که به او اجازه می دهد تا ،ثبات اقتصادی واقعی را برای خانواده اش فراهم کند.اگرچه این کار او را از آنها برای چندین ماه دور خواهد نمود.دکتر علی دن شیرلی، یک نوازنده پیانو در کلاس جهانی، نیاز دارد به راننده ای که او را در شهرهائی در سرتاسرکنار دریا شرقی و جنوبی با ماشین ببرد.جائیکه او قرار است در سالنهای کنسرت و خانه های شخصی اجرا کند.شرلی یا دکتر،آنچنانکه تونی او را خطاب می کند،تمام چیزی است که تونی نیست: تحصیل کرده، پیچیده، ماهر در صحبت کردن، باریک بین.و سیاه. تونی ممکن است مرد خوبی باشد، اما او مقداری کهنه شده است،و ایده های اشتباهی را درباره آمریکائیان افریقائی تبار دارد و بیشتر از یک کم رنگی از نژاد پرستی بر علیه آنها می باشد.آنچنانکه با عکس العل اولیه اش نسبت به چندین کارگر لوله کش در خانه اش روشن است.تمام اینها می خواهد تغییر کند.
علی یک ظرافت و وقار اما همچنین یک القائ آسیب پذیری به نقش می هد، وقتی که ما نخست او را در آپارتمان گماشته شده مزین در بالای سالن کنسرت کارینگی (Carnegie) ،با لباس بلند و گشاد با جواهرات می بینیم.و او تحت الفظی روی سریر بالای تونی نشسته است تا با او برای آن شغل مصاحبه کند.آن ساده است تا فرض کنیم او به سادگی قصد دارد فروتن و وسواسی باشد.اما دکتر سایه ها و پیجیدگی هائی را بر ملا می کند آنچنانکه سفر در جاده به پیش می رود و او اشاره می کند به زجر درونی که او را وادار می کند تا یک پوسته خارجی پالوده ای را بسازد.اصلیترین لذت کتاب سبز از نگاه کردن خوشمزه گی تونی و دکتر می آید آنچنانکه آنها مسیرشان را از شهری به شهری می روند و گفتگوهای کوتاهی را مبادله می کنند تا همدیگر ا بشناسند و روی اعصاب همدیگر بروند.تمایز عقیده هایشان روی مرغ سرخ شده و ریچارد کوچک، برای مثال کلیشه های سنتی را تحریک می کند.کاملا اغلب، دوستی درحال رشدشان در مسیری ختم میشود که شما انتظار دارید خواهد شد.وقتس که همسر تونی از او می خواهد که برای او ار جاده نامه بنویسد و او از خجالت مکث می کند.شما می دانید که آن فقط یک موضوعی از زمان است قبل از اینکه دکتر به او کمک کند تا نامه های شیوا و عاشقانه ای را برای ارسال به او بسازد.
اما صحنه های دیگر بعضی شگفتیها را بصورت جرئی ارائه می دهند بطریقی که آنها اجرا می شوند.این مخصوصا در اجراهای قوی پیانو درست می باشد.(که با کمک همزاد جسمی بدست آمده است.اگرچه رفتار دلپذیر علی متقاعد کننده است)
آنها نشان می دهند انتقال اتفاق می افتد بین دو انسان همچنین اگر بهتر از گفتگوهایشان نباشد.مخصوصا در آخرین نمایش سفر، جائی که خیلی از ایده های فیلم در مورد هویت و نژاد در شادی و سبک خشنود کننده ای به نتیجه رسیده است.شما واقعا ممکن است خودتان را پیدا کنید که یک کمکی در انتها خفه شوید، حتی اگرچه شما در این سفر دفعات بی شماری قبلا بوده اید.
برچسبها: فیلم اسکار
