ترجمه: https://www.rogerebert.com/reviews/spotlight-2015
نورافکن

بازیگران:
مارک رافالو به عنوان میشل رزندس، ریچل مک ادامز به عنوان ساشا فیفر، میشل کیتون به عنوان والتر روبینسون، برایان دی آرسی جیمز به عنوان مت کارول ، جان اسلاتری به عنوان بن بریلی ، لیو شرایبر به عنوان مارتی بارون ، استنلی توسچی به عنوان میشل کارابدین، جیمی شرایدن به عنوان جیم سولیوان، لن کاریو به عنوان کاردینال لو ، پل گوئیل فویله به عنوان پیتر کونلی
کارگردان:
|
توماس مک کارتی
نویسنده:
توماس مک کارتی،جاش سینگر
کارگران عکاسی:
ماسانوبو تاکایاناگی
ویرایشگر:
تام مک اردل
آهنگساز:
هوارد شور
هیجان انگیز
محدود شده
128 دقیقه
نوشته: شیلا اومالی
در 6 ژانویه 2002 مشترکین روزنامه بستون گلب روزنامه محلیشان را برداشتند و تیتر صفحه اول را دیدن" کلیسا برای سالها سو استفاده را به کشیشها اجازه داده است" این داستان بوسیله مایکل رزندس یک گزارشگری در گروه تحقیقاتی نورافکن نوشته شد ، در شمارش لغات و اثر شدیدش عظیم بود اما آن فقط آغاز بود.دو داستان بیشتر درهمان موضوع در آن روز زبان زد شد،با مسائلی بیشتر برای پیگیری کرن،غوغا و همهمه از داستانهای نورافکن (فونیکس بستون، یک چاره دیگر ماهانه ،سو استفاده جنسی کلیسا را پوشش داد،اما آن تیراژگلب را نداشت) اینقدر نگهداشته شد تا دسامبر 2002 ،کاردینال برنار لو، اسقف اعظم بستون،بخاطر این رسوائی اسعفا نمود،و در یک جمله ای گفته است، "به تمام آنهائی که از کاستیها و اشتباهات من زجر کشیده اند و من از آنها معذرت و بخشایش می خواهم.(پاپ ژان پل دوم به او در روم یک مکانی داد،جائی که لو تا امروز باقی مانده است). گروه نور افکن جایزه پولیتزر را در سال 2003 برای گزارششان بردند.این رویدادها برای هر کسی تا کنون آشنا می باشند.اما آن نخستین داستانهای گروه نور افکن بصورت درد آوری برای کاتولیکهای بستن آشناست(خانواده من کاتولیک ایرلندی بستون می باشد)و آن نخستین داستان خبری بود که به مکالمات هرکسی تسلط داشتن بعد از یازدهم سپتامبر فقط چند ماه قبل
گزارش عالی گروه نورافکن از تام مک کارتی، که بوسیله مک کارتی و جاش سینگر با هم نوشته شده است،داستانی از آن تحقیق است.نور افکن یک فیلم روزنامه ای بزرگ از نمونه سنت گرا می باشد.فراخوانی نه فقط مقایسات روشن با فیلم " تمام مردان رئیس جمهور" و "زودیاک" دوفیلم با تخصیص مشابه نسبت به بعضی مواقع از قسمت بی سرو صدای خسته کننده و خردکننده گزارش، اما همچنین کری گرانت و روزلیند راسل به تلفنهای مجاور در فیلم "دخترجمعه اش" فریاد می کشند.در لحظات آخر در فیلم نور افکن،یک تصویری از چاپ کردن روزنامه ها موجود است در نسخه ای که داستان سوء استفاده کلیسا را درج نموده اند.یک چنین صحنه ای در فیلمهای روزنامه ای اینقدر اجباری است که آن در مرز ابتذال است،اما در فیلم نور افکن آن یک لحظه ای از احساسات شدید است.حقیقت این است که آن نسخه، شرارت شرح می دهد، آن زخمی در روح میلیونها نفر خواهد بود،اما آن باید بیرون بیاد.
ویرایشگر گروه نورافکن والتر رابینسون (میشل کیتون) ، و سه گزارشگر، میشل رزندس (مارک رافالو)، ساشا فیفر(ریچل مک ادامز، مت کارول (برایان دی آرسی جیمز) می باشند. جان اسلاتری نقش مدیریت قائم مقام ویراستار روزنامه گلب را بازی می کند به عنوان بن بردلی کوچک.تمام گزارشگران محلی هستند.و هرکسی یک ارتباطی با کلیسای کاتلیک دارد.(به آن فقط به عنوان کلیسا ارجاع می شود) وقای که یک ویراستار جدید،مارتی بارون (لیو شرایبر) استخدام می شود.او به عنوان یک بیگانه در نظر گرفته می شود.زیرا او به هیچ وجه از بستون نیست(او اولین با دیده می شود که دارد درباره شهر مطالعه می کند بوسیله بلعیدن کتاب " نفرین بامبینو") در نخستین ملاقات با رابی ، بارون یک تکه اخیرچاپ شده که بوسیله مقاله نویس گلب نوشته شده است،درباره قلمرو اسقف اعظم که احتمالا مشکوک و در حال رسیدگی به سوءاستفاده های جنسی مختلف است.بارون این داستان را پیشنهاد می دهد که می تواند برای گروه نورافکن عالی باشد.رابی دودل می باشد، اما بارون به آرامی اصرار می کند." این بخاطرم خطور کرد به عنوان یک داستان ضروری برای روزنامه های محلی".آن یک خط بزرگ می باشد.و اینقر بد بازی شده است توسط شرایبر که شما ممکن است تاثیرش را احساس نکنید.این موضوع برای تمام اجرایش صورت می گیرد.دقیقا قبل از اینکه نسخه سوءاستفاده کلیسا برای چاپ برود.آنها همگی در اداره مارتی ملاقات می کنند.و او به نتیجه چاپ شده داستان نگاه می کند،لغاتی را حذف می کند، با خودش زمزمه می کند" صفات". آن یک مرد روزنامه نگار است.
در یک اداره آشفته در زیرزمینی نگه داشته می شود.گروه نورافکن رفتار افرادی را نشان می هد که زمان بیشتری را با همدیگر ،حتی بیشتر از خانواده اشان، سپری می کنند.جزئیات شخصی درباره زندگیشان در کمترین حالت است.ساشا به کلیسا هر یکشنبه با مار بزرگش می رود،یک تشریفات مذهبی که او آن را بصورت فزاینده ای درد آور تشخیص می دهد.ازدواج رزندس در تلاطم سقوط است.متی تعدادی بچه دارد،و یک آهن ربای بزرگ در یخچالش که آراسته شده با پرچم آمریکا و خاطرات یازدهم سپتامبر روی آن .ما می دانیم چه کسانی اینها هستند.
نخست گروه روی یک کشیش سابق متمرکز می شوند،جان .ج. گیوگان،منتسب شده که خیلی از بچه ها را سالها قبل آزار داده است.اما بارون به آنها اصرار نموه است که بیاد بیاورند که داستان از فقط یک کشیش بد بزرگتر است.او می خواهد که پیگیر تمام دستگاه باشد.انحراف به روشنی جهازی می باشد.اما کلید موضوع می شود: آیا کاردینال لو آگاه بوده است؟ آن یک شکار بزرگی است که گروه نورافکن پبگیری می کند. فیلم " نفرین بامبینو" شاید به بارون درباره قوم جورابهای قرمزتعلیم داده باشد. اما ببین و خوشامد بگو با کاردینال لو (یک لن کاریو آرام و بی ریا) هنگام نخستین هفته در سر کار حتی بیشتر روشن کننده می باشد.بارون با این فرض لو متحیر شد که روزنامه بستون گلب با کلیسای کاتولیک کار خواهد نمود.
ساشا و مایکل از قربانیان بزرگسال سوال نمودند که آیا تمایل به جلو آمدن دارند.که اینقدر شوکه شده بودند که آنها نمی توانستند لغاتی را پیدا کنند تا شرح بدهند که چه از آنها گرفته شده است.گروهی از وکلا (بوسیله بیلی کروداپ و استنلی توسچی بازی شده است ) در منتها الیه این طیف نشستند ،طیف سرو کله زدن با کلیسای کاتولیک از نقطه نظر حقوقی ،
مک کارتی و تمام گروهش ،از طراحان تولید تا پیشاهنگان موقعیت تا اضافه بازیگران کارگردانها،بستون را صحیح بدست آورده اند.محله های مختلف ( خلیج سیاه،سوثی) به عنوان مختصر نویسی برای تمام جهان استفاده می شوند.تقسیمات گروهی روشنی موجود است.(اغلب کشیشهای صیاد در محله های کم در آمد کار می کنند،پسرهائی را هدفگیری می کنند که نیاز به یک تمثال پدرگونه دارند) ج. خیلی بستونی می باشد.یک آبجو در دالان پشتی خوردن در وسط زمستان یا بحث نمودن درباره کار در خلال خوردن هات داگ در فنوی، بستون با خیابانها و کلیساهای گیج کننده عصر مستعمراتیش مخروط گونه به سمت آسمان مخصوصا در هر گوشه ای پیش می رود،این موضوع روح فیلم می باشد.فیلم نورافکن محلی حس می شود.
نورافکن همچنین یک حقیقت عمیق را نشان می دهد،سطح آسیب روانشناسانه، بوسیله سوء استفاده جلو می رود،نه فقط برای قربانیان، اما برای کاتولیک های ترسیده در هرجائی،فیلم نورافکن ایمان را جدی می گیرد.یک کشیش پیشین که روانشناس شده است یک منبع مهمی می باشد.و وقتی او می پرسد که چگونه کاتولیکها رسوائی سوءاستفاده را با ایمانشان وفق می هند،او پاسخ می دهد،" ایمان من در ابدیت است،من تلاش می کنم که این دو را جدا سازم".مارک رافالو اجرایش را در سراسر جریان فیلم در سطح کلاس جهانی تلفیق می کند. از یک بیمار پرس و جو کننده سرسخت به یک رقابت کننده مجنون چروکیده در دادگاه حرکت می کند ، تاکسی ها را دنبال می کند و بر سر رئیسش فریاد می زند.در زمان نارس، او به ساشا اعتراف می کند که حتی اگرچه او رفتن به کلیسا را سالها قبل متوقف نموده است،او همیشه فرض کرده است که یک روز بازخواهد گشت." من آن را در جیب پشتیم دارم" او می گوید.او را با یک برقی از دلتنگی بر انداز می کند ، فیلم نورافکن موضوع از دست دادن ایمان فطری را با گرفتن زمان برای اجازه دادن نفس کشیدن آن ایجاد می کند.اجازه می دهد که نقشش را در داستان بازی کند.
دنیای روزنامه نگاری خیلی زیاد از سال 2002 تغییر نموده است.چیزها تاحدی ترسناک بنظر می رسند.اما هنوز یک روزنامه نگاری ترکیب طولانی خوب موجود است.(مجموعه چاپ شده اخیر در روزنامه نیویورک تایمزدرباره شرایط برای کارگران سالنهای کاشت ناخن یک مثال خوب می باشد) چنین کاری اکنون اینقدر مهم می باشد که هرگز اینقدر نبوده است.فیلم نورافکن نوعی از فیلم می باشد که صحنه ای نشان می دهد گروهی از گزارشگران روی سرپرستان کلیسا ازدحام می کنندف،در سکوت یادداشت بر می دارند، یک توالی محکمی می شود.(آن یادبودی از پارو زدن مردان کنترل ماموریت در فیلم " آپولو 13" می باشد.ترک می کنند خط کشهای محاسباتی اشان را به عنوان یکی ، بدان وسیله تقریبا دست تنها مفهوم قهرمانی را توسعه می دهد) فیلم نور افکن با تمام دردها و ضرورتهایش،یک تجلیل تمام از روزنامه نگارانی می باشد که بهترین کار را اریه می دهند.
برچسبها: فیلم اسکار

