ترجمه: https://www.rogerebert.com/reviews/birdman-2014
کفتر باز

بازیگران:
مایکل کیتون به عنوان ریگان تومسون، اما استون، زاچ گالی فیاناکیس، ادوارد نرتون، نوآمی واتس، ایمی ریان
کارگردان:
آلخاندرو گنزالس ایناریو
|

فیلم نامه:
الکساندر دینالریس، آلخاندرو
گنزالس ایناریو،آرماندو بو،نیکلاس
گیاکوبون
توماس مک کارتی،جاش سینگر
کارگران عکاسی:
امانوئل لوبزکی
کمدی درام
محدود شده
119 دقیقه
نوشته: کریستی لمیر
نوشته: کریستی لمیر
وقتی که برای اولین بار ما مایکل کیتون در نقش سفید پوست محکم را در فیلم " کفترباز" می بینیم،آن از پشت سر می باشد. نقشش، یک ستاره سینما که قبلا بلند پرواز بوده است،در اطاق رخت کنش در تئاتر برادوی چمباتمه نشسته ،و از روی زمین بلند شده بود.زیر جریان نور خورشید از یک پنجره باز، قرار گرفته بود،او آرام بنظر می رسید.اما یک صدائی در ذهنش، داشت می خوروشید و غرغر می کرد.بی تناسب او را درباره موضوعات کوچک و بزرگ ،تحلیل می برد.
دفعه بعد ما کیتون را سفید پوست محکمی در فیلم کفتر باز می بینیم.او دیوانه وار سرتاسر چهارراه تایم در شب بی پروائی می کند.و بصورت اتفاقی خودش را بیرون می گذارد،از همان تئاتر در وسط اجرای یک نمایش که او در آن بازی می کند، که توسط ریموند کارور،نوشته شده است و کارگردانی شده است.او دارد برخلاف جریان رودخانه ای از توریستهای دست و پا چلفتی،جویا شوندگان امضاء، گاریهای غذا، و اجرا کنندگان خیابانی، شنا می کند.اما باوجود هرج و مرجی که دور و برش را گرفته است.او مصمم ،و کوشا و برای اولین بار، عجیب و غریب خرسند، به نظر می رسد.
اینها حداکثرهائیست که کارگردان، آلخاندرو ایناریو با بلند همتی بی پروا و مهارتهای تماشائی در فیلم "کفترباز"هدایت کرده و جلو می برد. با عنوان " کفتر باز یا پاکدامنی غیر منتظره از جهل " او یک فیلمی ساخته که هم بصورت فنی مبهوت کننده است وهم بصورت احساساتی قوی ،صمیمی و عظیم، گزنده و گرم،هجو گونه و شیرین، می باشد.آن همچنین نخستین بار است که ایناریو، ارگردان فیلمهای دلسر کننده های عظیمی چون" بابل" و " زیبا" ،واقعا بنظر می رسد که دارد لذت می برد.
مایک آن را یک فیلم وزین سرگرم کننده نموده است.فیلم کفترباز از ابتدا تا انتها می سوزاند.تدبیر اینجا،آن معرکه می باشد،و آن بصورت زیبا کار می کند، این است که ایناریو احساسی را ایجاد نموده است که شما دارید یک فیلم دو ساعته را می بینید که در یکبار فیلمبرداری انجام شده است.کارکردن با فیلم پرداز خلاق و رخشان، امانوئل لوپزکی (کسی که امسال برای فیلم برداری فیلم "جاذبه" ، برای دوست شفیق ایناریو و کارگردان مکزیکی آلفونسو کرون، برنده جایزه اسکار شد) ایناریو یک بازی نمودن خیره کننده و ظریف روی طناب بندبازی را ساخته است.و درواقع قبل از اینکه فیلم برداری آغاز شود،کارگردان برای عواملش عکسی از فلیپ پتی که روی یک بند محکمی بین برجهای مرکز تجارت جهانی فدم می زند را به عنوان الهام، فرستاد.
بواسطه فیلم برداریهای متوالی و بلند مدت غیرممکن ،دوربین فیلمبرداری به سرعت از راهروهای باریک و پلکانهای محکم به خیابانهای شلوق بالا و پائین می آمد.آن برای مکالمات ارام نزدیک می شد،و بین آسمان خراشها برای پروازهای واقع گرایانه جادوئی وهم گونه بالا می رفت.یک نشان دافع و تصادمی از آنتونیو سانچز، سنگین در سنج و طبل، یک ارتعاش جازگونه و عصبی، در سراسر فیلم ابقا می شود.مطمئنا شما می توانید از نزدیک بنگرید تا پیدا کنید،که کجاها آن وقفه ها احتمالا رخ ئتئه است. اما اینکار لذت بردن بیشتر را از آن نفی می کند.تسلیم شدن به هیجان تجربیات تمام اصل می باشد.
فقط به عنوان هیجان اجرای هنری و دشواری از کیتون می باشد که به عنوان یک نقش عبدی در نقش ریگان تامسون اجرا شده است.یک بازیگر محو شده تلاش می کند تا افتخارات قبلی که بدست آورده است را به عنوان قهرمان بازی در فیلم کفتر باز دوباره کسب نماید. فیلم ، نخستین رفتن به آغاز کار در برادویش همچنین آخرین فیلمبرداریش در حالت بزرگ را پیگیری می کند.اگرچه دنیای دیگرش روی پرده خیلی کمک نمی کند او را درباره خودش و بوسیله نشان دادن ترسش ،او را مشکوک می سازد. بله آن دانسته سرگرم کننده می باشد که کیتون بیست سال قبل به عنوان یک ابر قهرمان در راس بود،به عنوان یک بازیگری بازی می کند که بیست سال قبل به عنوان یک ابر قهرمان در اوج بوده است،اگرچه من خوشحال بحث می کنم که بت منی که کیتون بازی کرده است برای تیم برتون در سال 1989 ، یک اجرای قاطعی از شخصیت فرتور (تمثالی) می باشد اما آن یک مکالمه دیگری برای زمانی دیگرمی باشد.
یا آیا آن چنین است؟وقتی که فیلم کفتر باز در دنیای دریافت شده موشکافانه خودش می باشد،آن خیلی شبیه این زمان و مکان از لحاظ فرهنگ پاپ،با مراجعه به هنرپیشه های دیگری در زندگی واقعی همچون رابرت دونی کوچک و مایکل فاسبندر می باشد که از موفقیتهای زیادی لذت برده اند وقتی که آنها قهرمانان ناموفقی را اجرا کرده اند.فیلم نامه نوشته ایناریو، نیکلاس گیا کوبن، الکساندر دنلاریس، و آرماندو بو به روشنی ماورا فیلم نامه ها ، بدون خیلی عاری از لطف بودن و از خود راضی بودن، می باشد.
کیتون یک کمی اجازه می گیرد که با نقشش سرگم شده و بازی کند.علاوه بر این سپاسگزاری کند از اینکه درمقایسه حرفه اش بطور کامل در سالهای اخیر چگونه بوده است.اما دیدن او در یک شکل و دروران معتدل لذت خودش را فراهم می کند.او هنوز خیلی سخنگو و سرزنده است و او هنوز می تواند سرگرم کننده و در تحویلش مجروح کننده باشد.اما یک تمنا و خیال کنایه آمیزی ،حتی یک ناامیدی در این ترکیب اکنون موجود است که به صورت درد آوری تیز و تند می باشد.
همچنین مواجه شدن با شهرت زندگی واقعی اش در نقش مارک شاینر ،ادوار نرتون،که بصورت رسوا کننده ای هوسباز است.که به عنوان بازیگر کمک کننده به ریگان وارد می شود.فقط به عنوان پیش منظر در حال شروع نمودن تولید کار عشقی از فیلم " چه گفتگوئی ما می کنیم درباره آنچه ما درباره عشق باهم حرف می زنیم" نرتونی یک بایک بسته ای از مشکلات و ابرام طی سالها ، وارد می شود.فقط تعادلی بین گستاخی و صمیمیت را می یابد.
بعلاوه آنها به یکدیگر نیاز دارند،آنچنان که آنها در روزهای مقدم بر شب نمایش می یابند.آنها همگی به همدیگر نیازمندند.ایناریو یک گروه حمایت کننده شگرفی را گرد آورد است.و درخواستهای فنی مضحکی ار آنها درخواست نمود.هنوز آنها همگی برتری یافته اند به موضوع و به شانس برای درخشیدن رغبت دادند.
زاچ گالی فیاناکیس خیلی قوی نقش مقابل مدیر ریگان را بازی می کند.و صدای کمیابی از علت در میان تمام این دیوانگی.اما استون ستودنی به عنوان دنیای فرسوده ریگان، می باشد.دختر ناقلائی که همچنین به عنوان دستیارش سرویس می دهد.(او و نورتن یک تقابل شکننده ای در تعدادی از صحنه های دشوار دارند) ایمی ریان حیرت زده است با زمان اندکی که به عنوان همسر سابق ریگان در صحنه دارد،او ریگان را تفسیر می کند و به ما اجازه می دهد که هم خودخواهی و هم خوبی را در او ببینیم.و نوآمی وات، کسی که در فیلم فریبنده " 21 گرم" ایناریو بازی کرده است،تا هم لحظات سبک و سنگین را بازی کند به عنوان یک آدم عصبانی که عضو گروه می باشد.
آن مقتدرانه روشن است که آنها همگی زیاد کارکره اند تا این سفر تکان دهنده پیچیده آسان بنظر آید.نتیجه یکی از بهترین زمانهائی می باشد که شما امسال در سینما سپری کرده اید.که ممکن است حتی امسال بهترین فیلم شود.
پایان
برچسبها: فیلم اسکار
