ترجمه: https://www.rogerebert.com/reviews/the-hurt-locker-2009

خنثی گر (قفسه درد، مهلکه، قفل کننده صدمه)

 

بازیگران:

جرمی رنر به عنوان گروهبان ویلیام جیمز ، آنتونی مک کی به عنوان گروهبان ج.ت. سانبرن، برایان گراگتی به عنوان متخصص اون الدریج، گای پیرس به عنوان گروهبان مت تامسون، رافل فینس به عنوان رهبر گروه پیمانکار، دیوید مورس به عنوان کلنل رید، اوانجلین لیلی به عنوان کونی جیمز، کریستین کامارگو به عنوان کنل جان کمبریج

 

 

کارگردان:

کترین بیگلو

فیلم نامه:

مارک بوآل

اکشن،درام،معلق،

هیجان انگیز،جنگی

محدود شده

131 دقیقه

 

 

 

 

 

نوشته: راجر ابرت

خیلی از فیلمها با عبارات شاعرانه شروع می شوند،اما فیلم خنثی گر،با یک عبارتی ارئه شده به عنوان حقیقت شروع می شود: " جنگ یک دارو می باشد" البته ،نه برای همه.بیشتر سربازان پیکار می خواهند جنگ تمام شود و به خانه بروند.اما قهرمان این فیلم،گروهبان افسر ویلیام جیمز، که یک شغل مرعوب کننده ترسناک دارد،به آن مثل یک لذت روزانه خطاب می کند.در زیر آتش دشمن در عراق، او بمب خنثی می کند.

او یک قهرمان کنش گرا نیست ،او یک متخصص است، همچون یک جراحی که بر یک تکه از بدن بارها متمرکز می شود، هر روز،او این کار را ادامه می دهد تا برق می رود.جیمز مردی است که بمب را خیلی خوب می فهمد و تقریبا یک روح و روانی دارد که ذهن و فکر بمب گذار را می فهمد.این تماما در چشم تنداز معینی خیلی قابل توجه است، آن منصفانه معین به نظر می رسد که سازنده بمب ر رویت دید ایستاده است،در یک بالکن یا پشت پنجره ای که رو به خیابان است، و او درباره بمبش چنانکه جیمز اینچنین است،کنجکاو می باشد.دو فرد حرفه ای دارند بر علیه یک دیگر عمل می کنند.

گروهبان افسر جیمز بوسیله جرمی رنر بازی شده است،که فورا ر فهرست کوتاه نامزدهای دریافت جایزه اسکار قرار می گیرد. اجرایش روی سخنرانیهای پیچیده استوار نمی باشد اما بر اساس یک طرح فطری می باشد که این مرد کیست و چه احساسی دارد، او یک قهرمان در یک حس متعارف نیست.او به مدال گرفتن توجه ای ندارد.او شکی ندارد تا دلایل وطن پرستانه ای برای خدمت نمودنش بگوید.اما آیا آن توضیح می دهد که چرا او وسواسانه ، بعضی اوقات بی پروا،خودش را در مسیر خطر و آسیب قرار می هد؟مرد قبل از او در این شغل خودش را به کشتن داده است.جیمز حتی مغرور تر به نظر می رسد.

" خنثی گر" با کارگردانی کترین بیگلو یک فیلم افسونگر می باشد.،یک استاد داستانها درباره مردان و زنانی که در خطر جسمانی بودن را انتخاب می کنند.نخست او درباره مردم ، و بعدا در مورد خطر مراقبت می کند.او جائی را برای چیزهای بیشتری باقی نمی گذارد.مردی که نوشت "جنگ دارو است" کریس هدجز ،یک روزنامه نگار جنگی برای روزنامه نیویورک تایم، می باشد.مارک بول که این فیلم نامه را نوشت، با یک دسته بمب در بغداد جاسازی شده بود.او همچنین فیلم نامه "در دره الاه" را در سال 2007 نوشت . با تاملی جونز چنانکه یک مرد ارتشی حرفه ای دارد سعی می کند تا حل نماید موضوع قتل پسرش را که از عراق بازگشته است.همچنین براساس حقیقت می باشد.

بیگلو و بئول آنچه که انجام می دهند را می شناسند.این فیلم خودش را در اذهان مردم نشانده است.ووقتی آن به پایان می رسد هیچ چیزی در لغات خیلی زیادی گفته نمی شود،اما ما ایده نسبتا روشنی داریم از اینکه چرا جیمز نیازدارد تا بمبها را خنثی کند.من قصد دارم خطر کنم و آن را در این مسیر قرار دهم،1) بمبها نیازدارند که خنثی شوند. 2) هیچ کسی بهتر جیمز این کار را انجام نمی دهد. 3) او دقیقا می داند که چقدر او خوب ست و 4) او در انجام کاری می باشد، شدت تمرکز و نشاط او را در بر می گیرد 5) و او در آن عرصه بی پروائی است وقتی که یک هنرمند توالی زمان و مکانش را گم می کند.

مهمترین مرد در طول زندگیش گروهبان ج. ت. سنبورن (آنتونی مکی) می باشد ،رئیس گروه حمایت کننده ای که جیمز سن بورن و مردانش را همراهی می کنند که شلیک های پوششی را فراهم می کنند، بررسی پشت بامها ، و جاهای پنهانی را که ممکن است تیر اندازان مخفی شوند، و او را به داخل و بیرون لباسهای محافظ سنگینش یاری می هند.سن برن به او بازخورد شنیداری ثابتی می دهد،که جیمز داخل کلاه ایمنی اش می شنود.آن سن برن می باشد که بر هر چیزی نظری دارد،کسی که به صورت صوری متصدی امور، نه جیمز با دید تونلی اش، می باشد.

سن برن یک کارکشته مسولیت پذیر و ماهر است،او بر اساس قواعد کار می کند، او آداب و رسوم را پیگیری می کند.جیمز او را دیوانه می کند.گاهی اوقات اینطور به نظر می رسد که جیمز عمدا مشکلات را فرا می خواند،و سن برن معتقد است که با پیگیری این رویه، آنها همگی شانس بهتری برای خانه رفتن دارند.او یک آدم طفره روئی نیست،و اعصاب ضعیفی ندارد.او واقعگراست و فکر می کند که جیمز بی پروا است.

یقینا جیمز در مواقعی بی پروا رفتار می کند،حتی در استفاده از لباس محافظش، او دلیرانه خطر را می پذیرد،اما در اجرای واقعی خنثی کردن بمب،او به اندازه ای مراقب است که گوئی روی قلب خودش جراحی می کند. بیگلو از مکانیزمهای تولید تعلیق تقلبی در این فیلم استفاده نمی کند.هیچ هشدار کذبی، هیچ اشتیاق و هیجانی، آن درباره شخصیتهائی است که در خطر بزرگی می باشند.تعلیق واقعی می باشد و آن کسب شده است.هیچکاک گفت وقتی که بمبی در زیر میزی است و آن منفجر می شود،آن یک کنش (اکشن) است. وقتی که ما می دانیم بمب آنجا است،و افرای که پشت این میز هستد دارند ورق بازی می کنند،و آن منفجر نمی شود،آن تعلیق است.

" خنثی گر" یک فیلم بزرگ و هوشمندانه است، این فیلم اینقدر به روشنی فیلمبرداری شده است که ما می دانیم دقیقا هر کسی کیست،و آنها کجا هستند و و دارند چکار می کنند و چرا، عملکرد دوربین در خدمت داستان است.بیگلو می داند که شما نمی توانید تعلیق بسازید با فیلمبرداری که یک یا دو ثانیه طول بکشد.و شما نمی توانید داستانی را به آن روش بگوئید یا نه داستانی را می توانید بگوئید که با رمز اینکه چرا یک مرد شبیه جیمز به نظر می رسد که به خطر کردن زندگیش متکی است. یک مدعی برجسته برای دریافت جایزه اسکار.

 

پایان

 


برچسب‌ها: فیلم اسکار
+ نوشته شده توسط مهران حیدرخانی در جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ و ساعت 8:7 |