ترجمه: https://www.rogerebert.com/reviews/no-country-for-old-men-2007

جائی برای پیرمردان نیست

 

بازیگران:

تام لی جونز به عنوان شریف بل ، جاش برولین به عنوان لوآلین موس، خاویر باردم به عنوان آنتون چیگرو، وودی هرلسون به عنوان کارسون ولز، کلی مک دونالد به عنوان کارلا جین موس، تس هارپر به عنوان لورتا بل، استفن روث به عنوان من

 

 

کارگردان و نویسنده:

اتان کوهن، جوئل کوهن

براساس رومانی از:

کورماک مک کارتی

جنائی،درام،تعلیقی،هیجان انگیز

محدود شده

122 دقیقه

نوشته: راجر ابرت

فیلم با صدای هموار و مطمئن تاملی جونز آغاز می شود. او در مورد یک قاتل نوجوان شرح می دهد که او را به صندلی الکتریکی برای اعدام فرستاده است.این پسر دوست دختر 14 ساله اش را کشته است.روزنامه ها آن را جرم هوای نفسانی خطاب کردند،" اما او به من گفت که هیچ هوای نفسانی در مورد آن موجود نیست،گفت او داشت برقرار می نمود کشتن یک کسی را که برای بتواند برای مدتها بیاد بیاورد.گفت اگر من اجازه دهم که او از آنجا بیرون برود،او دوباره کس دیگری را خواهد کشت.گفت او قصد دارد به جهنم برود.گمان نمود او آنجا حدود 15 دقیقه دیگر خواهد بود.

این لغات برای من تحت الفظی از فیلم "جائی برای پیرمردان موجود نیست" به نظر رسیدند.رمانی که بوسیله کورمک مک کارتی نوشته شده است،اما من یافتم که آنها ساکت نیستند.و تاثیراتشان به محض انتقال توسعه یافته است.وقتی که من دی وی دی این فیلم را بگیرم، و به آن اتساع داستانسرائی چندین بار گوش خواهم داد.جونز آن را با یک ظرافت آوائی و احساسات احاطه شده اش انتقال داد،که غیر عادی می باشد.و آن تمام فیلم را تنظیم می کند که یک مرد کاملا شریر ار باحیرت در نظر می گیرد،که گوئی سرگشته شده است که چنین موجود بی رحمی می تواند موجود باشد.

آن مرد اسمش آنتوان چیگرو می باشد،نه من نمی دانم اسم فامیلش چگونه تلفظ می شود،همچون خیلی از لغات مک کارتی استفاده می کند، مخصوصا در شاهکارش سوتری (Suttree) ،من فکر میکنم آن مثل جزئیات معماری به خدمت گرفته شده است: نکته این نیست که آن چگونه صدا می دهد، یا چه معنی می دهد، اما بلکه آن چگونه قلموی رنگیش را به جمله اضافه می کند.چیگرو(خاویر باردن) یک مرد قد بلند و بی کفایت با موهای خمیده وسیاه و یک خنده ترسناک می باشد که در سرتاسر تگزاس سفر می کند و یک مخزن هوای فشرده را با خودش حمل می کند و مردم را با یک تفنگ الکتریکی احشام می کشد.آن یک غلطک را در سرشان بجلو می راند ودوباره به عقب ضربه می زند.

چیگرو یکی از کرانه ها در این نقشه پیچ در پیچ است.نقش اد تام بل، کلانتری می باشد که توسط تاملی جونز بازی شده است، دیگرکرانه می باشد.سومین بازیگر اساسی لویلین موس (جاش برولین) می باشد،مرد فقیری که با زنش در یک خانه مثل یدک کش ماشین زندگی می کند، و یک روزی هنگامی دارد شکار می کند،با یک معامله مواد مخدری که به مشکل برمی خورد در بیابان روبرو می شود.وسایل نقلیه مثل یک دایره در واگن قطارکهنه ای دور هم جع شده اند.تقریبا هر شخصی در صحنه مرده است.حتی آنها به سگ هم شلیک کرده اند.در پشت یک وانت بطور مرتب کیسه های دارو جمع شده اند،لولین متوجه می شود که یک چیزی کم می باشد، پول.او آن را در یک کیف نزدیک مردی بود که به زیر سایه درختی قبل از مردنش رسیده بود.

این طرح شامل این می شود که موس تلاش می کند که این دومیلیون دلار را تصاحب کند.چیگرو تلاش می کند که این پول را از او بگیرد،و کلانتر شریف تلاش می کند تا قتلهای بیرحمانه چیگرو را متوقف کند.ما همچنین با همسر موس که شبیه بچه ها می باشد، ملاقات می کنیم،کارلا جین (کلی مک دونالد)، یک شکارچی انعام گیر جسور بنام کارسون ولز(وودی هارلسون)، تاجری (استفان روت) که کارسون را استخدام نموده است تا پول را بعد از سرمایه گذاری درمعامله مواد مخدر، بیاید.و یک مجموعه از کارمندان هتل و فروشگاه که به اندازه کافی تیره بخت می باشند که چیگرو را ملاقات می کنند.

فیلم " جائی برای پیرمردان نیست" فیلم خوبی از برادران کوهن ،جول و اتان، که تا اکنون ساخته اند،می باشد.و آنها فیلم "فارگو" را ساخته اند،آن شامل عناصری از هیجان و تعقیب می باشد ،اما آن واقعا یک مطالعه شخصیت می باشد.آن یک امتحانی از چگونگی این است که افرادش با هم ملاقات می کنند و با یک مرد خیلی بد سرو کله می زنند،مردی بد و شرور و بی احساس که هیچ روش درک نمودن و دریافت او وجود ندارد.

چیگرو اینقدر شریر است که او تقریبا بعضی اوقات مضحک است." او اصول خودش را دارد" این را شکارچی انعام گیر می گوید که او را می شناسد.

صحنه دیگری را در نظر بگیرید، که در آن مکالمه ای خیلی خوبی موجود است که شما امسال خواهید شنید.چیگرو وارد یک

پمپ بنزین حقیری در وسط صحرا می شود. و به بازی نمودن با یک سرگرمی لغت با پیر مرد (جن جونز) در پشت صندوق پول، مشغول می شود،کسی که خیلی دستپاچه می شود.آن روشن است که آنها دارند صحبت می کنند درباره اینکه آیا چیگرو او را خواهد کشت. چیگرو به هیچ وجه تصمیمش را نگرفته است.بدون توضیح دادن اینکه چرا او از آن مرد درخواست نمود که شیر یا خط را حدس بزند.گوش فرا دهید به آنچه که آنها گفتند، و چگونه آن را گفتند،و چگونه به خطرات اشاره کردند،به زمان سنجیشان گوش کنید،شما می خواهید که برای این نوشته تحسین کنید که از طرف برادران کوهن بوسیله مک کارتی ایراد شده است.دو ملیون دلار روشن شد که بدست آوردنش از نگهداریش راحتر است،موش تلاش می کند تا در هتلهای مشکوک مخفی شود.احساسات با دقت زیاد شکل می گیرند،که هر شخصی می داند که دیگری درآن نزدیکی می باشد.موس می تواند فرار کند اما  نمی تواند مخفی شود.چیگرو همیشه او را پیدا می کند،او مثل سرنوشتش بر او سایه افکنده است،هرگز عجله نمی کند،همیشه در قدمهای شمرده یکسانی حرکت می کند،همچون یک دادستانی در کابوس شبانه.

این فیلم یک فراخوانی استادانه از زمان ، مکان،شخصیت، انتخابهابی اخلاقی، یقینهای غیر اخلاقی، طبیعت انسان و تقدیر می باشد.آن همچنین، در عکسبرداری بوسیله راجر دوکینز، ویرایش بوسیله برادران کوهن و موسیقی کارتر بورول ، بطور شگفت آوری زیبا، خشن و متروک می باشد.چنانکه مک کارتی با قاضی انجام می دهد، نابود کنده بدون مو در فیلم " نصف النهار خونی" (فیلم بعدی ریدلی اسکات) ، چنانکه در فیلم " سوتری" اش مخصوصا در صحنه ای که ساحل رودخانه فرو می ریزد، فیلمهای مستندی که چگونه احساسات انسانی معمولی دردناک در چهره ای از بی عدالتی سنگدل می باشند.این فیلم همچنین بعضی از شخصیتهایش را دوست دارد و با آنها همدردی می کند،و یک گوشی برای مکالمات دارد نه آنچنانکه صحبت می شوند بلکه آنچنانکه رویا پردازی می شوند.

خیلی از صحنه ها در فیلم " جائی برای پیرمردان نیست" اینقدر بطور کامل ساخته شده است که شنا به سادگی می خواهید که ادامه یابند،و هنوز آنها یک مکش احساسی می سازند که شما را به صحنه بعدی می کشد.فیلم دیگری که مرا وادار نمود چنین احساسی کنم "فارگو" بود.ساختن چنین فیلمی یک معجزه می باشد،این فیلم معجزه ای دیگر می باشد.

 

پایان

 


برچسب‌ها: فیلم اسکار
+ نوشته شده توسط مهران حیدرخانی در دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ و ساعت 13:5 |