ترجمه: https://www.rogerebert.com/reviews/a-pigeon-sat-on-a-branch-reflecting-on-existence-2015

نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی

 

بازیگران:

هولگر اندرسون به عنوان جاناتان ، نیس وستبلوم به عنوان سم ، ویکتور گلنبرگ به عنوان ل روی چارلز 12 ، لوتی تورنروس به عنوان پرفسور فلامینکو ، ژوهانس گرهولم به عنوان کنلل سوریتر ، اولا استنسون به عنوان دانسور ، راجر اولسن لیکورن به عنوان گاردین ، چارلوتا لارسون به عنوان لوتا بوی توسو

 

کارگردان:

 

روی اندرسون

نوشته:

روی اندرسون

کمدی،درام،

محدود نشده

100 دقیقه

 

 

 

 

 

نوشته: سیمون ابرامس

 فیلم کمدی " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی "  یک روش خاصی از حالت بیروح مضحک و همینطور یک حس بیمارگونه خاصی از همدلی دارد.چنانکه در دو فیلم قبلیش، نویسنده/ کارگردان روی اندرسون (فیلم " آهنگهائی ز طبقه دوم" و فیلم "تو ، داری زندگی می کنی") چندین طرح اولیه متحد موضوعی از زندگی را ارایه می دهد چنانکه آن بوسیله فرد فروتن تجربه شده است،و رنج می برند،دو گروه از مردم که محکوم شده اند (بر طبق فیلمهای اندرسون)هیچ چیزی به ارث نبرند. فیلم " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی" ، در آن حالت، یک کمدی آشوب کننده می باشد.آن مجموعه ای از طرحهای اولیه کمدی می باشد در باره مردمی که خیلی درگیر خویش می باشند تا اینکه با همدیگر همدلی کنند.آن همچنین یک اخطار دهنده رک غم انگیز می باشد و یک تقاضای موثر برای حساسیت هوشیار تماشاکنندگان می باشد.

من دارم این نقد را می نویسم به عنوان یک مجموعه ای از اجتماعات آزاد مستقیم زیرا آن هست واقعا که چگونه فیلم " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی" خودش را ارائه می دهد.همچون دیگر فیلمهای اخیر اندرسون،فیلم " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی" فیلم خیلی موثر غریزی می باشد که آن مهم نیست که چقدرسخت احساسات انفرادی با پیام انسانی اندرسون بر سرتان می کوبد: بوسیله انتخاب نمودن جداسازی خودمان از دیگران،ما با مرگهای پوچ خرد یک هزار باری روزانه بدون واقعا هیچ حرکت به جلو، می میریم.

فیلم " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی "  واقعا یک طرح ندارد، اما آن دو شخصیت دوباره ظاهرشونده را نشان نمی دهد،جاناتان (هولگر اندرسون) و سم (نیلس وستبلوم) جنسهای نوظهور را می فروشند،اما در مورد آن خیلی خوب نیستند.آنها خجالتی و بی مهارت می باشند.چنانکه ما در در صحنه ای می بینیم،که آنها تلاش می کنند مردمی را برپا کنند که هیچ اعتباری برای دندان خون آشام و ماسکهای پلاسیکی هلووینی قائل نیستد.اما جاناتان،که برای زیادی حساس بودن دست انداخته شده است، همچنین از یک احساس مبهم فرورفتگی که یک چیزی با زندگیش اشتباه است،رنج می برد.و آن مشکلاتی را بعدا با سم بوجود می آورد.

منصفانه، جاناتان کاملا بی گناه نیست.در یک صحنه، ما او را می بینیم که به یک صاحب فروشگاهی زورگوئی می کند که خیلی دلواپس و افسرده می باشد وقتی که آنها درخواست پرداخت برای اشیاء نوظهور می کنند که با کارت اعتباری خریده شده است.آن یک مجادله ناهنجار برافروخته است آز آنجائیکه جاناتان و سم مجبورند با مشتریشان بواسطه شخص ثالث بحث کنند: زن صاحب فروشگاه.دیدن جاناتان و سم از کمبود همدلی ،چیزی است که آنها را بر علیه آدمهای متفاوتی درفیلم " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی " متحد می کند.چندین شخصیت تلفنهائی در یافت می کنند که هرچه موقعیت در جلوی چشمانشان اتفاق می افتد را نمی بینند همچون دانشمندان بی عاطفه ای که وقتی یک میمون دارد درمان با ضربه برقی را اجرا می کند را در نظر نمی گیرند یا یک سلمانی بیچاره که نمی بیند مشتری بی میلش (و تنها مشتریش) دارد فرشگاه سلمانی را ترک می کند. هر بار این اتفاق می افتد،شخص پشت تلفن از روی طعنه می گوید "من خوشحالم که تو داری کارت را خوب انجام می دهی" بیاد تماشاگران می آورد را که مخالفش واقعا درست است، و اینکه یک وضعیتی از خوب نبودگی می باشد واقعا از چیزی که بصورت باقاعده در فیلم اندرسون پیش می رود.

اندرسون اگرچه یک بدبین نیست،و یا " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی "  یک فیلم عیب جو نیست.بر عکس، فیلم " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی "  تماشاگران را از میان یک مجموعه رویدادهای چشمگیر غم افزای کمدی به سمت یک نتایج بی انتهای امیدوارکننده ، به پیش می برد.در یک مصاحبه چاپ شده در سال 2009 با سایت موبای به آدرس ذیل:

https://mubi.com/notebook/posts/figurative-and-abstract-an-interview-with-roy-andersson

که بوسیله کمک میزبان ایگناتی ایشنوسکی صورت گرفته است.اندرسون فراوانیش را در یک زمان ،اما حساسیت شرافتمندانه به عنوان یک نوری بدون بخشش را شرح می دهد.وینتسکی بصورت درست آن را اضافه می کند که " یک اختلافی بین بدون بخشش بودن و ظالم بودن موجود است". شما می توانید دقیقا آنچه که وینتسکی معنی می دهد را ، در بیشترین صحنه مواجهه شونده در فیلم " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی " ببینید.یک صحنه رویائی در جائیکه خونهای آبی سفید صندوقهای بزرگ پر از بردگان سیاه را به آتش می کشد.و تماشا کنید که صندوقها به آهستگی می چرخند و موسیقی می سازند.گام تعمدی درد آور این صحنه آن را بطور شگفت آوری تکان دهنده می سازد.شما می فهمید که چه خوب دارد اتفاق می افتد قبل از اینکه این صحنه تمام شود اما در زمانی که صحنه تمام می شود،شما می فهمید که شما جدیترین صحنه در فیلم " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی " را دیده اید.آن فریادی از خشم سخت می باشد که از بقیه کمدی لغزنده مکاشفات یوحنی فیلم آگاه می سازد.

اندرسون ذاتا قادر است مخاطبینش را مورد خطاب قرار دهد تا به بازتابهای خانه خنده دار از فاقد حساسیت انسانی اش بخندند، زیرا او یک روش خیلی دقیق دارد،کسی که بعد از کارگردانی کردن صدها مورد از تبلیغات سورئالیستی اقتصادی، زبردست شده است.اندرسون زمانش را پشت دوربین سپری می کند،او معمولا دوباره فیلمبرداری می کند صحنه هائی که فقط یک مشتی از گفتگوها را دوباره و دوباره نمایش می دهند،گاهی اوقات چندین مرتبه،او برای فیلمبرداری تقلا نمی کند،بر طبق تولید کننده خط جان کارلسون،اما بلکه آنها را به شیوه خودش انتخاب می کند .آن حساسیت در مجموعه فیلم " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی " نشان داده می شود.مدلها و تجهیزات واقع نما ئی که وادار می کند شما را که احساس کنید که انگار دارید به صحنه های خیابان نگاه می کنید وقتی که درواقع شما دارید به مجموعه داخلی با جزئیات روشن نگاه می کنید که همچنین یک نوع جادوئی ساختگی بودن را احراز می کند.صحنه های درونی فیلم بطور مشابه مثل تصاویر زننده فلمبرداری شده اند، که فقط با اشکال سرزنده می شود.هنگامیکه یک بازیگر عمده شبیه زامبی کشان کشان راه می رود. دنیای فیلم " نشستن کبوتر روی شاخه بازتابی از زندگی " در این مصداق،شکننده است،اما نه واقعا رو به مرگ.شخصیتهای ناتوان خنده دار اندرسون ، به عبارتی دیگر،ممکن است پیوسته در شرف سقوط معنوی باشند،اما آنها هرگز کاملا شکسته نمی شوند.این نوع قابلیت ارتجاع لجبازی یک دنده خیلی انسانی ، و همچنین خیلی مضحک می باشد.

 

پایان


برچسب‌ها: فیلم ونیز
+ نوشته شده توسط مهران حیدرخانی در شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸ و ساعت 22:35 |