ترجمه: https://www.rogerebert.com/reviews/the-return-2004
بازگشت
بازیگران:
ولادمیر گارین به عنوان آندری ، ایوان دبرونراوف به عنوان وانیا ، کنستانتین لاوروننکو به عنوان پدر ، ناتالیا ودووینا به عنوان مادر
|
کارگردان:
آندری زیاگینتسوف
نوشته:
ولادمیر مسینکوف،
الکساندر نووتفسکی
اکشن،درام،معلق،
محدود نشده
؟؟؟ دقیقه
نوشته: راجر ابرت
اینجا آخرین و مضطرب کننده ترین فیلم از سه فیلم اخیر درباره بچه ها و پدران بد شگونشان است.فیلم " ضعف اخلاق" ساخته بیل پکستون درباره دو برادر بود که آنها درباره اتقاد راسخ پدرشان ترسناک بودند،که یک فرشته ای از جانب خدا آنهائی را که از میان ما شیطان تسخیر نموده است ،او را موظف نموده است که بکشد. فیلم "من نترسیده ام" ساخته گابریل سالواتورس از ایتالیا، درباره یک پسر کوچکی است که اتفاقا با یک قربانی آدم ربائی زنجیره ای برخورد می کند، و بتدریج متوجه می شود که آدم ربا پدرش می باشد.اکنون ما فیلم "بازگشت" از روسیه را داریم،که آن ترسناکترین مورد است، زیرا دو برادر جوان هرگز کاملا رفتار ترساننده پدرشان را نمی فهمند.آن یک داستان کافکا می باشد.که در آن چیزهای بدیمن با منطق درونی مشخصی دنبال می کنند یکی را بعد از دیگری که اصلا معنی نمی دهد.
چنانکه فیلم آغاز می شود، آندره (ولادیمیر گارین) و برادر کوچکترش، وانیا (ایوان دبرونراوف)، به خانه باز می گردند یک روزی تا بشنوند مادرشان نجوا می کند "ساکت!،پدرتان خواب است"این پدری است که آنها برای سالها ندیده اند،اگر اصلا دیده باشند، و این فیلم به ما هیچ توضیحی برای غیبتش ارائه نمی دهد.تقریبا فورا، او یک سفر ماهیگیری پیشنهاد می دهد.و پسرها کمتر خوشند در این جنبه از ترک خانه با یک مردی که اساسا یک غریبه می باشد.
پدر(کنستانتین لاوروننکو) آنها را با ماشین به ساحل دریاچه می برد. تلاش می کند در ماشین انضباط سخت و محکمی را تحمیل کند اما آن بنظر می رسد کمتر نتیجه ی از بیرحمی به دلیل ناشی گری پسران پیرامونش باشد. در واقع، امتناع فیلم از اظهار کردن پدر به عنوان یک بد ذات به ابهام اضافه می کند.در نهایت او یک وضعیت آشوب زننده ایجاد می کند.اما آیا او بوسیله نقشه ، اجبار، یا انگیزه ناگهانی عمل می کند؟ و محرکهایش چیست؟
هر آنچه آنها هستند،آن روشن است که گرفتن ماهی یکی از آنها نمی باشد.یک صحنه بدیمن وجود دارد، زیر یک آسمان تیره، و باران شروع می شود.که او و پسرها قایق کوچکی را به سمت جزیره ای در دوردست در وسط دریاچه پارو می زنند. در جزیره، پسرها درمی یابند که برجی موجود است که ترس از ارتفاعاتشان را امتحان می کند.آنها در مورد پدرشان جاسوسی می کنند و او را می بینند که یک صندوق کوچک دفن شده را باز می یابد.چه در آن می باشد؟ ما فکر میکنیم که شاید او یک زندانی آزاد شده باشد. به اموال چپاولکرده اش باز می گردد.یا یک مردی است که درباره گنجینه های مدفون خبر گرفته است.یا...
مهم نیست که صندوقی که خیلی مشکل ایجاد کرده است، گمشده است به تاریخی بوسیله پایان فیلم، به همراه علت اینکه چرا پدر فکرکرده است که دو پسرش را به همراهش بیاورد.آیا او نوعی از محرک شیرین کاری شده عمل نموده است،تا زمانی را با پسرانش صرف کند؟ آیا او آنها را در معرض تجربه ی قرار می دهد که او قبلا تقبل نموده است؟ آیا آنها با و ایمن می باشند؟
فیلم " بازگشت" کارگردانی شده بوسیله آندری زیاگینتسوف و نوشته شده بوسیله ولادمیر مسینکوف، الکساندر نووتفسکی اطلاعات را از تماشاگران مخفی نمی کند،که یک تکنیکی از بکاربری و اصلا ح است، اما از پسرها یک تکنیکی از درام می باشد،این فیلم درباره قصد پدر نیست، اما درباره اغتشاش و هشدار پسرها می باشد.همچون دیگر دو فیلمی که من متذکر شدم،آن بالاخره به نقطه ای می رسد که در آنجا پسرها باید تصمیم بگیرند که آیا عمل کنند یا نکنند، و اینجا متحرک درونی از ارتباط با خودشان خیلی مهمتر است از اینکه چگونه آنها درباره پدرشان احساس می کنند.
فیلمهای زیاگینتسوف در روزهای سرد و تیره در یک جزیره ای که در این فصل یک مکان استراحت نمی باشد. فیلم پردازش، میخائیل کریچمان، ماهیت موجودی فیلم رنگی را تغییر می دهد تا برای ما شادی را انکار کند.ما این جزیره را دوست نداریم، یا اعتماد داشتن به این پدر را ، یا دوست داشتن ظاهر این قایق ، که برای مدت طولانی در ساحل رها شده است.که یک نظر ثابتی هست که آن ممکن است شناور بماند.آنچه بالاخره رخ می دهد چیزی نیست که ما می توانستیم انتظار داشته باشیم.بجز مشاهده کردن اینکه چیزی شبیه آن در هوای سرد و مرطوب آمیزان است.
توجه: یک اندوه اضافی به این فیلم می خزد اگر ما بدانیم که ولادیمیر گارین، بزرگترین فرد میان دو پسر، نه خیلی بعد از اتمام این فیلم ،در یک وضعیتی نا مشابه با این فیلم، غرق شده است.
پایان
برچسبها: فیلم ونیز
