ترجمه: https://www.rogerebert.com/reviews/sacro-gra-2013
ساکرو گرا

بازیگران:
مستند
|
کارگردان:
جیان فرانکو روسی
مستند
محدود نشده
93 دقیقه
نوشته: مت زولر زایتس
فیلم " ساکرو گرا" ساخته جیان فرانکو روسی، اولین فیلم غیر داستانی که برنده شیر طلائی در فستیوال ونیز شد، این فیلم قسمتی از زندگی رومی هائی است که نزدیک 42.5 مایلی بزرگراه طویلی زندگی می کنند، که دور شهر می چرخد.آن نوعی از فیلم می باشد که بنظرمی رسد برای تفسیر فریاد می زند، یا حداقل جوابی برای این سوال،" نکته این فیلم چیست؟" آن یک فیلم تکه تکه بهم پیوسته می باشد، که مختصر شخصیتهای کوتاه به هم می چسباند و نمای چشمگیری را برجسته می کند، وبصورت متناوب به شخصیتها و تنظیمات کلیدی باز می گردد، چنانکه فیلم هویدا می شود، یک آهنگ موزونی ایجاد می کند که یا مسحور کننده یا ملال آور می باشند،بستگی دارد که آیا شما این فیلم را دوست دارید،(یامتمایلید خودتان را به آن بسپارید،من بحث خواهم کرد که شرایط ثانوی اولی را تعیین می کند، اگرچه مسلما من دارم جلوترازخودم اینجا می روم)
افراد این فیلم، یا شخصیتها، یک ماهیگیر مارماهی کسی که یک گفتگوی طولانی راحت با زنش در میز شامشان دارد و گاهی اوقات درباره رساناها انتقاد می کند و ماهیگیری بین المللی بهم پیوسته معیشتش را بخطر می اندازد، و یک پیر مرد(شاید یک استاد دانشگاه اما ممکن است یک شطرنج باز باشد،اگرچه من هرگز کاملا مطمئن نشدم درباره اینکه چه او انجام می دهد) که او با دختر نوجوانش زندگی می کند، و دلپذیر شروع می کند اما نسبتا صحبت تکنفری می باشد، یک شاهزاده ای که خانه مجلل خانوادگیش را برای فیلمبرداری فیلمی اجاره می دهد، یک دانشمندی که سعی می کند تا دریابد که چگونه سوسکها را می توان از جویدن وسط درختان خرما نزدیک یک خط ممتد بزرگراه، متوقف نمود. چندین جنده موجود است که در یک اتومبیل یدک کش زندگی می کند ، و چندین پیرا پزشک که نوبتهایشان را درست می کنند،و غیره.گاهی اوقات ما مجاب می شویم که شخصیتهای منفرد را در انزوا ببینیم، (یکی از پیرا پزشکان ستاره غیر رسمی این فیلم می شود) بیشتر اوقات ما آنها را می بینیم که به عنوان قسمتی از یگ گروه یا یک شرکت کاری، عمل می کنند. این فیلم داستانسرائی یا عنوانهای روی صفحه ندارد.چیزی موجود نیست که مستقیم بیرون بیاید و بما بگوید که چرا ما داریم این افراد و موقعیتها را می بینیم ، بدین ترتیب.
البته این گاه گاهی تنظیم ، ناشفاف، پراکنده ،ظاهر اتفاقی از عناصر ما را دعوت می کند سعی کنیم تا یک الگو را تشخیص بدهیم یا یکی از فیلمها را فرا بنهیم (روی این فیلم قرار دهیم).بهتر است برای تعیین نمودن اینکه چه نوعی از عبارت یا عبارات،سعی کنیم که بسازیم.تعداد اندکی از همکارانم، تلاش نموده اند که دقیقا چنین کنند، و در انجام دادن، قضاوت شده است این فیلم صادق می باشد واغلب قابل توجه و هنوز اساسا کمبود دارد، خوب،کالا. یک حسی از برنامه یا مقصود.یک دلیلی برای بودن،شاید.
ممکن است آنها درست باشند، اما من بویژه اهمیت نمی دهم که درباره این موضوع فیلم " ساکرو گرا" بحث کنم.من بوسیله این فیلم منقلب شدم،نه بخاطر اینکه آن به نظر می رسد که دارد سعی می کند یک عبارتی درباره روم معاصر،یا ایتالیا ، یا دنیای غرب ،یا جهانی کردن، یا مبارزه طبقاتی، یا هر چیز دیگری که خودش را وام می گیرد از یک تکه از فکر یا اوراق یک تز، درست کند، اما زیرا آن بنظر میرسد ( برای من، بهرحال) بصورت خوشایند ناآگاه می باشد از، یا عمدا بی علاقه، چنین فیلمی بودن.
من فیلم " ساکرو گرا" را در سلسله سه صغیر اما در زیرمجموعه هائی حیاتی از فیلم (یا برنامه های تلوزیونی ) قرار خواهم داد.یکی فیلم " ضربان قلب شهر" می باشد، سرمشق شده است بوسیله چنین فیلمهائی با فیلمنامه های متنوع همچون فیلم " شهر باز" و فیلم " داستانهای نیویورک" و مستندهای " برلین: سمفونی از یک کلان شهر" و فیلم " بلفاست،ایالت مین" ساخته فردریک ویسلمان و فیلم " ارتفاعات جکسون" این فیلمها بیشتر درباره تصاویر و لحظات می باشند تا داستانسرائی بیرون ریزنده و خطی باشند.لذتهایشان اصولا جانورشناسانه یا علوم طبقه بندی می باشد تا اینکه نمایش باشد.هر احساسی از ساختار یا برنامه کاری بیانی مجبور است توسط بینندگان ایجاد شود.و شما هرگز نمی توانید نطور کامل طمئن شوید که آیا سازندگان فیلم واقعا پیامی دارند یا اینکه آنها فقط دارند تنظیم می کنند یا تکه هائی از مواد را کنار هم می گذارند (چنانکه هنرمند کلاژ ممکن است) تا ببینند چه اتفاق می افتد.اگر یک کس دیگری این فیلم را دید و الگوی متفاوتی را دید، یا هیچ الگوئی، شما نمی توانید به آنها بگوئید آنها اشتباه می کنند،چون تمام نکته یک فیلم شبیه آن این است که خودتان را به آن ارائه دهید.
دسته دوم فیلمهای نوشته شده ی برشی از زندگی می باشند، که مقداری همپوشانی با دسته نخست دارد، آن ساده سازی شده است بوسیله " کار درست انجام بده" ( تکه ای مراعات حالت از تئاتر در هوای آزاد، به یک قطعه شهری تنها محدود شده است) و سریالای تلوزیونی " سیم کشی" و "ترم" که قرابتهای مستندانه خیلی قوی دارند.این نوع از فیلمهای شهری قالب بیشتری دارند،آنها بیشتر نوشته شده، ساخت یافته احساس می شوند.شما در یک مکان شروع می کنید، شما جای دیگری می روید،شما شخصیتها را ملاقات می کنید و ملاقات مجدد می کنید.و داستانهایشان در امتداد خطوط موازی توسعه می یابد،به آهستگی.گاهی اوقات فیلم شروعمی شود با طلوع خورشید و پایان می یابد وقتی که آن غروب می کند. دیگر زمانها شما می بینید خورشید را که مکررا طلوع و غروب می کند تا ردپای گسترده تری از گذشت زمان را برساند.یک موضوع مرور زمان در این نوع فیلم شهری موجود است. آن اینقدر زیاد درباره بافت و ریتم زندگی شهری می باشد به همان اندازه آن درباره شخصیتهای منفرد می باشد.
یک سومین زیر دسته ای از فیلم موجود است که در سراسر زمان اجرای این فیلم منعکس می شود.فیلم نئورالیستی (https://en.wikipedia.org/wiki/Italian_neorealis) که در آن یک جمع بازیگر بزرگی از بازیگران بیشترغیر حرفه ای اجرای دلکشی اما اغلب بازیهای خاکی دارند. فیلم " شهر باز" یکی از اولین مثالهای این نوع فیلم می باشد، اما ما نسخه هائی از آن را در کشورهای متفاوت و رساناهای متفاوت دیده ایم. فیلمهای " سیم کشی" و "ترم" یک کرنش نئورالیستی داشتند.و در زمان دوره اوج زیبائی شناسانه سینمای ایران، دهه های 80 و 90 ، بعضی از فیلمهای بزرگ با هنر پیشگانی عرضه شد که کم و بیش خودشان را بازی می کردند.
هیچ یک از اینها معنی نمی دهد تا دلالت کند که هر چیزی در فیلم " ساکرو گرا" احساس تقلبی ارائه می دهد.روزی دو نیم سال صرف کرد برای فیلمبرداری مصاحبه ها و مقداری فیلم تهیه نمود در سرتاسر بزرگراه و هشت ماه دیگر این اسناد را ویرایش کرد.با این وجود، این مردم قاطعانه خودشان را دارند بازی می دهند، به طریقی، زیرا آنها طبیعتا شخصیتها می باشند.آنها شخصیتهائی بودند قبل از اینکه فیلمسازان به آنها نگریستند. لحظات نیرومند خصووصیت فیلمبرداری مستند را دارد که بوسیله فیلمساز کوشا ضبط شده است کسی که پرسه زدن در آن دور و بر را ادامه داد تا اینکه موضوعش بالاخره فراموش کرد که او آنجا می باشد.روزی بازگشتن به چندین آپارتمان در ساختمان بلند مرتبه را ادامه داد و از میان یک پنجره بدون پرده موضوعاتش را فیلمبرداری کرد، کسی که نه فقط مجبور شد به او اجازه دهد بدین طریق در مورد آنها جاسوسی کند بلکه مجبور شد بطور مناسبی برای ضبط صدا سیم کشی شود.این صحنه های آپارتمان شبیه جزئی ازتئاتر شهری دیپان احساس می شود، که در پرواز گرفته شده است.ما یک نشیمن باکن داریم، و ما داریم از طریق دهانه صحنه پنجره هایشان نگاه می کنیم.یک صحنه ای نزدیک انتهای فیلم موجود است که بین یکی از پیرا پزشکان و مادر پیرش که خیلی شیرین و واقعا خصوصی می باشد که آن را تماشا کنیم.من فکر کردم این می باشد آنچه که آن باید حس شود مثل یک روحی که می تواند نادیده درنگ کند،نگاه کردن مردم که زندگیشان را زندگی می کنند.
فیلمسازی به دنبال زیبائی ا در هر جائی می باشد، و آن را می یابد.بازی چراغ عقب مات ماشینها در یک بزرگراه هنر تجریدی بزرگ مقیاسی شود.فیلمبرداری طولانی مردم سایه نما شده که دارند صحبت می کنند نزدیک یک پنجره روشن از نورآفتاب در یک اطاق تاریک پرمایگی تصویر نقاشی شده با رنگ و روغن را دارد.هنوز بطریقی تصاویر به ندرت غوا بر انگیز یا وانمود شده حس می شوند.این فیلم به نظر می رسد پراکنده و ناکامل در زمانها می باشد. اما آیا این حس می شود مثل یک مشخصه یا یک نقص و خطا بستگی خواهد داشت به آنچه که شما از تجربه نمودن می خواهید.اگر این فیلم در تخیل و تصور باقی بماند، (و آن باقی مانده است به تصور من) آن بدین دلیل می باشد که روزی و همدستانش بنظر نمی رسد که هیچ برنامه کاری بجز ضبط کردن لحظات کوچک اما مهم در زندگیهای مردم واقعی را داشته باشند، انواع تبادل احساسی زودگذری که فیلمها بندرت فکر می کنند که به ما نشان دهند.
اشاراتی از ضعیف شدن و باز تولید در اجزاء باریکی از مردم جوان و پیر موجود است.همچنین در تصاویری ازدانشمندانی که وسوسه شده اند نسبت به اینکه چگونه آن سوسکهای دوزخی را بکشند، که به طریق خودشان دارند درختان خرما را می خورند (شنیدن جویدن سوسکها و تونل درست کردنشان مخوف صدا می دهد ) اما در انتها این فیلم ما را با احساس کردن " شبیه آنچه که همیشه بوده است" باقی می گذارد.در ابتدا در فیلم " ساکرو گرا" یک فیلمبرداری طولانی از یک اتساع بزرگراه نزدیک یک کشتزار موجود است.بعد از یک لحظه، یک گله گوسفند به صحنه فیلمبردای از قاب سمت راست ،بع بع کنان و جنب وجوش کنان، وارد می شوند.ما اینجا احساسی را می گیریم که به این شهر خیلی مستولی نشده اند و یا طبیعت نابود نشده است چنانکه آن تاسیس شده است.یا اینکه شاید طبیعت شهر را تاسیس کرده و آمیخته است. یک احساس مشابهی از همپوشانی در مشاهداتی از ارتباطات مختلف موجود است، مخصوصا آنهائی که در آنجا گروه ها بوسیله یک شکاف سنی قابل توجه جدا شده اند، اما یک طریقی را یافته اند تا ارتباط بر قرار کنند یا همزیستی کنند.همان فیلم می توانست پنجاه سال قبل ساخته شود، و می تواند دوباره پنجاه سال بعد ساخته شود، گواهی می دهد به هم ساختمان محکمش و هم به تصمیمات عاقلانه اش برای تثبیت کردن بر اصول موجودیت و منطبق سازی معانی ظریف به تماشاگران باقی گذاشته می شود.
پایان
برچسبها: فیلم ونیز
